پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - ابزار پيام رسانى و الفباى ارتباطات - ارکان عاطفه

ابزار پيام رسانى و الفباى ارتباطات
ارکان عاطفه

بشر در طول حياتش، همواره از وسيله‌اى براى برقرارى ارتباط استفاده مى‌كرده است، تا بتواند پيام خود را به ديگران برساند. پس او بى جهت اشرف مخلوقات ناميده نشده است، او در ابتداى آفرينش‌اش، با جانوران تفاوت زيادى نداشت، زيرا اطلاعات را به شيوه آنان مبادله مى‌كرد؛ يعنى از طريق لمس كردن، حركات چهره و...؛ اما براى روحيه كنجكاو و نا آرام او، اين وسايل ابتدايى، ساده و ناكافى بود و نمى‌توانست، نيازهاى او را بر طرف سازد.
انسان اعصار گذشته، در زمان‌هايى دور، از ارتباطات چهره به چهره و رو در رو استفاده مى‌كرده و از طريق طبل و دود پيام‌هايش را براى ديگران ارسال مى‌كرده است. بشر اين دوره، از دنياى بيرون جامعه كوچك و محدود خود بى خبر بوده و تمام دنيا را در گروه محدود و كوچك خود مى‌ديده است.
بنابراين، انسان با سعى و تلاش براى برقرارى ارتباط بيشتر با اطراف خود، در طولانى مدت به زبان شفاهى دست يافت و از آن براى برقرارى ارتباط بهتر و مؤثرتر استفاده كرد. بشر وارد كهكشان شفاهى شد كه از دور دست تاريخ آغاز و تا سال ١٤٥٣ ميلادى ادامه داشت. در كهكشان شفاهى، بيشتر به محتوا توجه شده است، ارتباط مستقيم (شنيدارى و ديدارى) بود و بشر براى برقرارى ارتباط، از پنج حس خود استفاده مى‌كرده است؛ ولى حس غالب، حس شنوايى بوده است كه در ارتباط زبانى ميان افراد بشر مناسب‌تر از ديگر حواس است .
با اين حال، انسان كهكشان شفاهى نيز براى انتقال پيام‌ها و خواسته‌هاى خود، با مشكلاتى مواجه بود و به وسايل پيشرفته‌ترى براى برقرارى ارتباط نياز داشت، تا اينكه در حدود ٧٠٠ سال پيش از ميلاد، اختراع بزرگى در يونان به وقوع پيوست و آن حروف الفبا بود.
اختراع حروف الفبا، مانند پلى، گفتار و نوشتار را به يك ديگر نزديك كرد و آن دو را با يك ديگر آشتى داد، فاصله‌ها از ميان رفت و انسان توانست، به انتقال افكار و ارسال آن براى ديگران فكر كند. زمينه ساز اين نقطه عطف تاريخى، تكامل سه هزار ساله سنت شفاهى و ارتباط غير الفبايى است كه سر آغاز دگرگونى كيفى ارتباطات انسانى بود، گسترش سواد تا قرن‌ها پس از اختراع و گسترش صنعت چاپ و توليد كاغذ، به وقوع نپيوست (كاستلز، ١٣٨٠، ٣٨٢).
اختراع چاپ توسط گوتنبرگ موجب شد، انسان علاوه بر ارتباط مستقيم، به ارتباط نوشتارى دست يابد و با آغاز اين مرحله، بشر به عصر كتابت يا عصر گوتنبرگ وارد شد. مك لوهان معتقد است، »دنياى آدم مقيم كهكشان گوتنبرگ را دنياى خطوط مستقيم و پشت سر هم، دنياى اعتقادات به فرضيه‌هاى ثابت و معلوم، دنياى طبقه بندى‌ها، دنيايى كه در آن هر چيز بايد در طبقه مخصوص خود قرار گيرد و هر معلولى فقط از علت تعيين شد خود ريشه گيرد، تشكيل مى‌شود« (محسنيان راد، ١٣٦٩، ٤٨٧).
انسان در حدود ٣٨٠ سال در اين كهكشان باقى ماند. در اين عصر، بيشتر از حس بينايى استفاده مى‌شد و علاوه بر محتوا، به رسانه يا وسيله انتقال پيام توجه گرديد.
در نيمه دوم قرن پانزدهم صنعت چاپ، به سرعت پيشرفت كرد، نوشته‌هاى خبرى افزايش يافت و امكان انتشار آن فراهم شد، البته اين انتشار، به صورت ادوارى نبوده است. مطبوعات ادوارى يك قرن و نيم بعد از اختراع صنعت چاپ پديد آمدند. از آغاز قرن شانزدهم، اخبار به شكل كالاى حقيقى درآمد و مطبوعات چاپى به عنوان نخستين وسيله ارتباطى نوين به حساب آمدند.
تكميل شيوه چاپ با حروف متحرك سربى، در اواخر قرن پانزدهم و اوايل قرن شانزدهم ميلادى، در انتشار انديشه‌هاى نو و پيشرفت علوم و فنون، تاثير بسيار داشت. با اختراع، پيشرفت و تكميل صنعت و ايجاد شرايط فنى، مكانى، زمانى و مالى مساعد در زمينه تهيه و تكثير نوشته‌ها و پيام‌هاى مكتوب، تحول بزرگى در ارتباطات غير مستقيم آغاز شد و براى اشاعه معلومات و اطلاعات و افكار انسانى و پيشرفت فرهنگ و تمدن بشرى امكانات وسيعى پديد آمد.
بدين ترتيب، مطبوعات يكى از محصولات مهم و رايج جامعه صنعتى شد كه از آغاز قرن هفدهم، پيشرفت سريع خود را آغاز كرد و در نيمه دوم قرن نوزدهم و نيمه اول قرن بيستم، ويژگى‌هاى يك صنعت بزرگ را به خود گرفت.
مطبوعات از اوايل قرن هفدهم، سه دوره را پشت سر گذاشته‌اند:
- نخستين دوره، از اوايل قرن هفدهم و با تأسيس نخستين نشريات دوره‌اى همراه بوده است. اين دوره تا جنگ‌هاى استقلال امريكا و استقلال فرانسه در قرن هجدهم ادامه يافت. روزنامه‌هاى اين دوره با سانسور متولد شدند.
- با »انقلاب‌هاى دموكراتيك« غربى، اولين مرحله فعاليت مطبوعات رو به پايان گذاشت و دوره دوم آغاز شد. در اين دوره مطبوعات عقيدتى و سياسى رواج يافتند و روزنامه‌هاى جديدى، به وسيله هواداران آزادى و حكومت‌هاى مردمى به چاپ رسيدند.
- سومين دوره، از اواخر نيمه اول قرن نوزدهم آغاز شد كه مطبوعات به وسيله سرمايه‌هاى بزرگ و همراه با آگهى‌هاى تجارتى انتشار يافتند.
با افزايش جمعيت و پراكندگى آنان در سطح كره خاكى نياز به اطلاعات و تبادل آن بيشتر گرديد. انسان كه براى ارسال پيام‌هاى خود، زمانى از دوندگان مقاوم، اسب‌هاى تندرو و كبوتران نامه‌بر استفاده مى‌كرد و زمانى ديگر، از مطبوعات و روزنامه‌ها، اما نتوانست نياز اصلى‌اش را كه تبادل سريع اطلاعات بود، بر طرف سازد؛ او به وسيله‌اى نياز داشت تا پيام‌هاى خود را سريع‌تر منتقل كند. اختراع برق و سپس پيدايش تلگراف درسال ١٨٣٢ توسط ساموئل مورس انگليسى موجب شد، انسان بتواند براى نخستين بار اطلاعات را با سرعت بالا و از طريق رمزهاى ساده به مسافت‌هاى طولانى انتقال دهد.
اما اختراع تلفن در سال ١٨٧٦ توسط الكساندر گراهام بل و توماس واتسون آمريكايى، تحول بزرگى بود، زيرا علاوه بر غلبه بر زمان و مكان، اين امكان فراهم آورده بود كه صداى انسان ديگرى را كه كيلومترها از آنان فاصله داشت بشنود. اختراع تلفن انسان را قادر ساخت كه از طريق سيم با افرادى فرسنگ‌ها دورتر از خود گفت و گو كند؛ هر چند تلفن در بالا رفتن سرعت ارتباطات تاثير به سزايى داشت اما به دليل استفاده از سيم، محدوديت در ارتباط همچنان وجود داشت و وسيله‌اى مورد نياز بود، تا بدون سيم و با سرعت نور، اطلاعات را در فضا انتقال دهد و از موانع بگذرد، و آن چيزى نبود جز راديو.
با اختراع راديو در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، انسان وارد عصر الكترونى شد كه بر ارتباطات راه دور تكيه داشت و حس غالب حس شنوايى بود. با اختراع دستگاه ارتباط بى سيم و راديويى، توسط گوگليلموما ركنى ايتاليايى در سال ١٨٩٥ اخبار و اطلاعات با سرعت شگفت‌آورى تا نقاط دور دست منتشر شدند.
در مرحله بعد، سينما متولد شد. اين وسيله ارتباطى كه هدفش سرگرمى و پر كردن اوقات فراغت بود، كمتر جنبه خبرى داشت و حتى از نظر انتشار نيز با ديگر وسايل ارتباطى تفاوت اساسى داشت، از جمله پيشرفت‌هاى چشمگير علمى پس از جنگ جهانى دوم بود، زيرا در سال‌هاى آخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، با كوشش‌هاى كه براى تكميل فن عكاسى و فيلمبردارى صورت گرفت، وسايل نوينى چون سينما وتلويزيون در اختيار انسان گذاشته شد.
ظهور تلويزيون موجب گرديد كه رويدادها آن چنان كه اتفاق افتاده‌اند، به جهان نشان داده شوند. گسترش تلويزيون پس از جنگ جهانى دوم و فراگير شدنش، آن را به يك رسانه همگانى تبديل كرد. اين وسيله جديد كه مى‌توانست، پيام مشابهى را براى ميليون‌ها نفر به طور همزمان پخش كند، موجب همگون سازى مخاطبان و ايجاد مخاطبان يكسان شد و اغلب توسط دولت‌ها اداره مى‌شد. رواج تلويزيون درسه دهه پس از جنگ جهانى دوم، به قول مك لوهان دنياى جديدى از ارتباطات را موجب شد (كاستلز به نقل از مك لوهان، ١٣٨٠، ١٠٢). البته گسترش اين رسانه جديد، به معناى از ميان رفتن ديگر رسانه‌ها نبود.
هر چند كه با رونق روز افزون تلويزيون، راديو مركزيت خود را از دست داد، ولى گستردگى و انعطاف پذيرى آن بيشتر گرديد. در حال حاضر، برنامه‌هاى راديو و تلويزيون به صورت شبانه روزى شده است و اخبار را پيوسته پخش مى‌كنند. از طرفى وجود روزنامه‌ها در اينترنت، دسترسى به اطلاعات را سريع‌تر مى‌كند. در دوره جديد، يا در عصر اطلاعات، ديگر پيام واحد مورد استفاده نيست، زيرا در اين دوره، به علت ناهمگن بودن افراد، به پيام‌هاى متنوع‌تر نياز است.
در سال ١٩٥٧ روس‌ها با استفاده از انديشه پوپوف در بيرون از كره زمين، ارتباط را ميسر ساختند و نخستين قمر مصنوعى با ماهواره، با نام »اسپوتنيك«، به مدار زمين فرستاده شد.
حال انسان براى حفظ اطلاعات، بايد وسيله‌اى را در اختيار داشته باشد تا اطلاعات به دست آمده را انباشته كند. در ابتدا انسان براى نگهدارى اطلاعات، از مغز خوداستفاده مى‌كرد، كندن تصوير بر روى سنگ را نيز مى‌توان از وسايل اوليه انباشت اطلاعات در گذشته‌هاى دور دانست، اختراع حروف الفبا و استفاده از چرم به جاى لوح‌هاى گلى و پيدايش كاغذ و اختراع چاپ و در سال‌ها بعد، پيدايش عكس، فيلم، ضبط صوت و نوار كاست و ظهور كامپيوترهاى كه مى‌تواند، اطلاعات فراوانى را در حافظه خود نگه دارد، از ديگر وسايل انباشت اطلاعات است. با ورود كامپيوتر به زندگى بشر و ايجاد شبكه اينترنت، تحولى عظيم در زندگى بشر رخ داد و انقلابى عظيم با نام انقلاب اطلاعات رخ داد.
گسترش سيل آساى كامپيوتر در دهه‌هاى اخير، مهم‌ترين تغيير را در نظام دانايى، از اختراع چاپ در قرن پانزدهم يا حتى از اختراع خط به اين سو، پديد آورده است. همراه با اين تغيير خارق العاده، گسترش شبكه‌ها و رسانه‌ها كه كارشان جا به جا كردن دانايى و عناصر تشكيل دهنده آن، يعنى داده و اطلاعات است، به همان اندازه شگفت‌انگيز است اگر هيچ چيز ديگر تغيير نمى‌كرد، باز پيشرفت اين دو بر انقلاب دانايى گواهى مى‌داد؛ اما تحولات به هم پيوسته، اين نظام دانايى يا »سپهر اطلاعاتى« را در جهان داراى تكنولوژى پيشرفته، به تدريج دگرگون مى‌سازد. (تافلر، ١٣٧٤، ٦٤٩).
البته، پيشرفت در ابزارهاى مبادله اطلاعات با ابزارهايى كه براى انباشتن اطلاعات در نظر گرفته شده، همراه بوده است. در حقيقت اين دو فراگرد، جدا از يكديگر نيست، چرا كه انباشت اطلاعات، تراكم تجربه و دانش و آن چيزى است كه افراد، نسل‌ها و ملت‌ها در سراسر تاريخ، براى آيندگانشان به ميراث گذاشته‌اند. با ثبت و ضبط كردن، يا به ياد سپردن اطلاعات، به هر ترتيبى كه هست، اطلاعات را براى آينده نزديك و دور نگه مى‌داريم (آذرنگ، ١٣٧١، ٣٤) از طرفى هنگامى كه تجهيزات ارتباطى و ابزارهاى انباشت اطلاعاتى است، چنان كه از تركيب سه تكنولوژى متفاوت، يعنى »صنايع كامپيوتر، نرم‌افزار و برنامه نويسى، صنايع فيلم سازى، سينما و تلويزيون، و صنايع مخابرات (تله كاميونيكيشن و الكترونيك)« ابرشاهراه اطلاعاتى ايجاد شده است كه اطلاعات گوناگون صوت و تصويرى را از طريق كابل‌هاى از جنس فيبر نورى، به مصرف كننده منتقل مى‌سازد.
فيبرهاى نورى بالاترين حجم اطلاعات را در كوتاه‌ترين زمان، در فواصل مختلف مبادله مى‌كنند. (دادگران، ١٣٧٤، ١٣).
پس مى‌توان گفت در دهه ١٩٨٠، تكنولوژى‌هاى جديد، دنياى رسانه‌ها را با تغيير و تحول رو به رو كردند و با اين دگرگونى، رسانه‌ها اين توانايى را يافتند كه اطلاعات را در سطح گسترده‌اى منتشر كنند و انفجارى در رابطه با كميت اطلاعات ايجاد كنند؛ اما به علت از بين رفتن توده مردم، شمار مخاطبان رسانه‌ها در اين دوره در حال محدود شدن است و انبوه مخاطبان به گروه‌هاى كوچك‌تر تبديل شده‌اند.

دراينجا لازم است به بررسى اين رسانه‌ها بپردازيم.
الف. مطبوعات چاپى و الكترونيك
اختراع صنعت چاپ در زمينه وسايل ارتباط انسانى، انقلابى عظيم را با خود به همراه داشت. با تكثير كتاب‌ها، علوم رونق يافت و با پيدايش و گسترش روزنامه‌ها، ارتباطات اجتماعى توسعه يافت. (معتمد نژاد، ١٣٧٩، ٥٧) اواخر قرن شانزدهم و اوايل قرن هفدهم كه صنعت چاپ توسعه واقعى يافت، مطبوعات رفته رفته خصوصيات امروزى را به دست آوردند و انتشار كتاب را تحت الشعاع قرار دادند.(همان، ٦٧).
امروزه مكتوبات الكترونيك، حوزه گسترده‌اى را در بر مى‌گيرد و فرآيند »كامپيوتريزه شدن« به تدريج تمامى مراحل توليد را شامل مى‌شود: ارسال مطالب خبرى يا مقالات، انتقال مطالب از طريق شبكه، تركيب و ادغام مطالب، وارد كردن عكس و نمودار، صفحه بندى و در نهايت چاپ، نشر و توزيع و... اين فرآيند موجب از بين رفتن بسيارى مشاغل شده است و در عين حال، كيفيت مادى توليدات را ارتقا بخشيده است.(محسنى، ١٣٨٠، ١٢٤)
امروزه، تهيه روزنامه در يك مكان و چاپ آن در مكان ديگر، امرى عادى به حساب مى‌آيد و ما شاهد روزنامه‌هاى الكترونيك هستيم. در ١٧ ماه مه ١٩٩١، يك مؤسسه پژوهشى در ژنو، با نام CERN ، معيارها يا استانداردهاى شبكه جهانى تار نماها را منتشر كرد. در ماه مه ١٩٩٢، روزنامه »شيگاگو تريبيون«، در ايالات متحده امريكا، نخستين نسخه روزنامه الكترونى را با نام »شيكاگو آن لاين«، بر روى مانيتور كامپيوترهإ؛ فرستاد. بر اساس نشريه الكترونيكى ناشر و سر دبيران Publisher Editor ، تا ماه آوريل ٢٠٠١، بيش از ١٢ هزار رسانه خبرى الكترونى در ايالات متحده امريكا موجود بوده است. در دهه اول روزنامه‌هاى الكترونى، نه تنها هزاران رسانه خبرى تار نماهاى خود را راه اندازى كردند، بلكه ميليون‌ها نفر كاربر و گروه‌هاى اجتماعى، سياسى، فرهنگى، اقتصادى و نظاير آن نيز تار نماهاى خود را وارد شبكه جهانى تار نماها كردند. (بديعى، ١٣٨٢، ٢٧)
نشريات الكترونى را از نظر امكاناتى كه براى كاربران فراهم مى‌كنند، به سه دسته اصلى تقسيم مى‌كنند:
- نسخه فشرده الكترونى روزنامه چاپى به صورت تصويرى .
- روزنامه‌هاى الكترونى قابل جست و جو .
- تركيب دو مورد بالا (همان، ٢٨ - ٢٧).
در اين روزنامه‌ها دروازبانان، خودمخاطبان يا كاربران هستند كه مطلب را از اين روزنامه‌ها گزينش مى‌كنند، در نتيجه هدايت افكار عمومى نيز تغيير مى‌يابد. اين روزنامه‌ها اطلاعات را به سرعت در اختيار ما مى‌گذارند و مخاطبان قابل توجهى دارند. استفاده از آن بى هزينه يا بسيار كم هزينه است و منبع درآمد اين روزنامه‌ها از طريق تبليغات است.
البته عده‌اى معتقدند كه دوره روزنامه نگارى نوشتارى به پايان رسيده است؛ ولى آنچه مى‌بينيم، اين است كه فروش اين روزنامه‌ها همچنان ادامه داشته و امتيازاتى نيز دارد؛ اما مسئله‌اى كه وجود دارد، در اختيار قرار دادن اطلاعات دستكارى شده به مخاطبان، از طريق اينترنت است؛ در حالى كه مطبوعات سنتى بر صحت و سقم اطلاعات و اخبار اهميت داده و در صورت اشتباه آن را تصحيح مى‌كنند.

ب. راديو و تلويزيون
از زمان بهره بردارى عمومى از راديو در سال ١٩٢٠ و پس از آن، استفاده از تلويزيون در سال‌هاى پس از جنگ جهانى دوم، سال‌ها مى‌گذرد و هر يك در زمان ظهورشان مخاطبان كثيرى يافتند و هنوز هم شاهد وجود مخاطبان اين رسانه‌ها هستيم. راديو وتلويزيون كه با استفاده از تكنولوژى‌هاى ما قبل خود به وجود آمده بودند، از جمله رسانه‌هاى نوين به حساب مى‌آيند. اين دو رسانه الكترونيكى، هر چند با يكديگر تفاوت هايى دارند، اما داراى مشابهت هايى نيز هستند كه از مهم‌ترين آن مى‌توان به قدرت آنان در پخش مستقيم وقايع و رويدادها اشاره كرد.
نكته مهمى كه در مورد اين رسانه‌هاى الكترونيك اهميت دارد، تنظيم و كنترل كار اين دو رسانه توسط نهادهاى دولتى است و به دليل نزديكى به مراكز قدرت، به ندرت توانستند، مانند رسانه‌هاى چاپى (مطبوعات) در چارچوب آزادى، حقوق و استقلال سياسى، در بيان ديدگاه‌هاى خود به كار گرفته شوند. (آقا جانى، ١٣٨١)
مسئله مهم در مورد تلويزيون در عصر حاضر، تجارى شدن آن است كه به نحو فزاينده‌اى در سراسر جهان، به انحصار روى آورده است. اگرفرمول‌هاى معنايى را كه زير بناى برنامه‌هاى مردم پسند است، بررسى كنيم ،در مى‌يابيم كه محتواى آنها با يك ديگر تفاوت چندانى ندارد. با اين همه، اين واقعيت كه همه مردم همزمان برنامه‌هاى يكسان نگاه نمى‌كنند و فرهنگ و گروه اجتماعى، با سيستم رسانه‌ها ارتباط ويژه‌اى دارد، عامل تفاوت‌هاى عمده‌اى با سيستم قديمى رسانه‌هاى گروهى استاندارد شده است. علاوه بر اين، شيوه رايج »تماشاى همزمان چند برنامه« موجب شده است كه بينندگان، تركيب تصاوير مخصوص خود را ايجاد كنند. با اينكه رسانه‌ها در سطح جهانى با يكديگر مرتبط شده‌اند و برنامه‌ها و پيام‌ها در شبكه جهانى در گردش هستند، ما در دهكده‌اى جهانى زندگى نمى‌كنيم، بلكه در كلبه‌هايى فراخور حال هر منطقه زندگى مى‌كنيم كه در سطح جهانى توليد و در محدوده محلى توزيع شده‌اند. (كاستلز، ١٣٨٠، ٣٩٧).

ج. رسانه‌هاى جديد الكترونيكى (تكنولوژى‌هاى ارتباطى و اطلاعاتى جديد)
منظور از تكنولوژى‌هاى جديد، تكنولوژى‌هايى هستند كه پس از دهه ١٩٧٠ ميلادى ايجاد شده‌اند. تكنولوژى اطلاعاتى شامل شبكه‌هاى اطلاعاتى كامپيوترى كميت و كيفيت اطلاعات قابل دسترس را به شيوه‌اى انقلابى و بى‌سابقه دگرگون ساخته است. همچنين تكنولوژى ماهواره، موجب ظهور رسانه‌هاى الكترونيكى درسطح جهان شده است. تاثيرات انقلابى فيبر نورى و فن آورى ماهواره‌اى برتحرك انواع اطلاعات و تصاوير، نيل به ابر شاهراه‌هاى اطلاعاتى چند رسانه‌اى جهانگير را امكان‌پذير مى‌سازد. افزايش قدرت رايانه، نرم‌افزارهاى رايانه‌اى، تحولات در فن‌آورى ارتباطى به گونه‌هاى مختلف، به فشرده شدن جهان كمك كرده‌اند. (آكسفورد، ١٣٧٨، ١٤٤).
به هرحال، اين تكنولوژى‌هاى جديد ارتباطى در تمام زمينه‌ها تاثير گذارند؛ براى نمونه درعرصه سياست از طريق اينترنت، شهروندان مى‌توانند، با دولتمردان خود مسائل و مشكلاتشان را حل كنند، يا نامزدهاى انتخاباتى مى‌توانند، از طريق اينترنت به فعاليت بپردازند؛ به اين ترتيب تكنولوژى و دانش فنى بر ماهيت قدرت تأثير گذاشته است.
در اقتصاد هم تكنولوژى اطلاعاتى، موجب تحولاتى شده است؛ براى نمونه تسريع مراودات بازرگانى، بين المللى شده و جريان‌هاى پول،كالا و اشخاص، به واسطه پيشرفت‌هاى فناورانه متعدد شتاب بيشترى يافته‌اند. (سيف زاده، ١٣٧٨، ١٧٤).

از جمله اين تكنولوژى‌هاى ارتباطى و اطلاعاتى جديد عبارت است از:
١. ماهواره‌ها
ماهواره‌ها يكى از وسايل مهم ارتباطى درقرن حاضر هستند كه همچنان در حال رشد و گسترش است.
ماهواره‌ها نسبت به وسايل ارتباطى و روش‌هاى سنتى ارتباط، داراى مزاياى زيادى هستند. از جمله آن مى‌توان به وسعت پوشش، انعطاف پذيرى و ظرفيت بالاى حمل پيام اشاره كرد (مولانا، ١٣٧١، ١٠٩). اين وسيله نوين مى‌تواند حجم بالايى از پيام‌ها و علائم الكترونيكى را به تمام نقاط جهان منتقل كند؛ در حالى كه نيازى به كابل و سيم نيست و به همين دليل انعطاف‌پذير است. در عين حال، از اين وسيله ارتباطى براى پخش برنامه‌هاى تلويزيونى، پيش بينى وضعيت آب و هوا، حفاظت از محيط امور نظامى و جاسوسى استفاده مى‌شود.
آنچه در مورد ماهواره‌ها داراى اهميت است، قدرت نفوذشان در كشورها، از طريق پخش برنامه‌هاى تلويزيونى است كه مخاطبان با هزينه‌اى اندك، از طريق تهيه دريافت كننده مى‌توان، به تعداد زيادى كانال دست يابد.

٢. اينترنت
مى‌توان گفت، تفكر شكل‌گيرى اينترنت در دوران جنگ سرد ريشه دارد. شايد بتوان گفت، دو نكته در شكل‌گيرى اينترنت حائز اهميت است، نخستين مورد اينكه مسائل هسته‌اى در آن دوره به مسئله‌اى مهم در دنيا تبديل شد و دومين دليل، اقدام شوروى در اواخر دهه ١٩٥٠ براى پرتاب اولين ماهواره خود، با نام اسپوتنيك يك به فضا بود كه بخش نظامى ايالات متحده را از وحشت تهاجم هسته‌اى به وسيله ماهواره به وحشت و تكاپو انداخت. وحشت از حمله هسته‌اى موجب تكاپوى بخش نظامى ايالات متحده شد و موجب گرديد كه آنان دست به ابتكارى زنند كه تحولى عظيم در جهان ايجاد كرد.
در ابتداى، آژانس طرح‌هاى تحقيقاتى پيشرفته »آرپا«، شكل گرفت كه داراى نقش نظامى بود؛ اما محققان و دانشمندان براى تحقيقات خود از آن استفاده مى‌كردند. يكى از برجسته‌ترين طرح‌هايى كه آژانس از آن حمايت كرد، بررسى مهارت‌ها و فناورى‌ها در ارتباط با انواع مختلف شبكه‌هاى رايانه‌اى بود. اهداف دو گانه اين طرح عبارت بود از: اول توسعه شبكه‌هاى ارتباطى كه بتواند تبادل اطلاعات در بين مراكز تحقيقاتى مختلفى را كه در طرح‌هاى آرپا هستند، تسهيل كند و دوم اينكه به شركت كنندگان در شبكه امكان دهد كه با منابع رايانه‌اى كمى كه در دسترس دارند، در شبكه سهيم شوند، و تأسيس شبكه آرپا نت در سال ١٩٦٩ به عنوان مبدأ پيدايش و ظهور اينترنت، شناخته مى‌شود. (اسلوين، ١٣٨٠، ٢٧).
در سال ١٩٧٣ با برقرارى ارتباط ميان شبكه ARPANET (وزارت دفاع امريكا) با PRNET (شبكه راديويى) و SATNET (شبكه ماهواره‌اى) موضوع اينترنت به عنوان يك طرح مطرح شد.
پروتكل اينترنت داراى مزايايى بود و به سرعت بر روى تعداد زيادى از سيستم‌هاى كامپيوترى پياده شد،چرا كه تنها پروتكلى بود كه به كامپيوترهاى ساخته شده به وسيله شركت‌هاى مختلف، امكان برقرار ساختن ارتباط با يك ديگر را مى‌داد. در اوايل سال‌هاى ١٩٨٠ سيستم »يونيكس بركلى« با به كارگيرى پروتكل اينترنت عرضه شد و اين امكان را ايجاد كرد كه شبكه‌هاى ايستگاه‌هاى مختلف، با كامپيوترهاى مركزى مرتبط شوند. رشد اينترنت از زمانى سرعت يافت كه به شبكه عمومى مخابراتى، يعنى در اواسط سال ١٩٨٠ اتصال يافت (كندات، ١٩٩٤، ١٣ - ١١).
در حال حاضر، اينترنت متشكل از NSFNET (شبكه بنياد ملى علم امريكا)، ARPANET شبكه آكادميك و پژوهش استراليا،NST اينترنت علمى ناسا NASA در امريكا، SWITCH (شبكه آكادميك و پژوهش سوئيس) و چند ميليون شبكه در ابعاد مختلف از نوع تجارتى و پژوهشى است. (محسنى، ١٣٨٠، ٧٥).
در نهايت شبكه‌اى ايجاد شد كه نمى‌توان آن را از هيچ مركزى كنترل كرد، سانسور و كنترل اين سيستم بسيار مشكل است و تنها راه كنترل آن، وارد نشدن به شبكه است؛ البته اين شبكه در سراسر جهان گسترش يافته است و كاربران زيادى دارد و انواع اطلاعات را در تمام دنيا انتقال مى‌دهد و هر سازمان، نهاد و كشورى براى ورود به اين شبكه، ممانعت ايجاد كند، هزينه گزافى را مى‌پردازد و زيان بزرگى كرده است.
اين شبكه از هزاران شبكه كامپيوترى مستقل تشكيل شده است كه راه‌هاى بسيارى براى برقرارى ارتباط دارند. شبكه‌اى كه در سراسر جهان، افراد مى‌توانند از آن به راحتى استفاده كنند و با يك ديگر ارتباط برقرار كنند. اينترنت ثانيه به ثانيه و لحظه به لحظه در حال گسترش توسعه است و تمدنى جديد را در سراسر جهان ايجاد مى‌كند؛ اين تمدن تنها به منطقه و جامعه‌اى خاص محدود نمى‌شود ،بلكه تمام تمدن‌ها و همه انسان‌ها را در بر مى‌گيرد.
اينترنت اين وسيله ارتباطى عظيم و اين رسانه قدرتمند كه در بيست و پنج سال گذشته در كنار ليزر و دوربين‌هاى ديجيتالى، يكى از بهترين اختراعات بوده است، جهان را به جامعه‌اى شبكه‌اى تبديل كرده و با از بين بردن فاصله‌هاى زمانى و مكانى به افراد و گروه‌ها اين توانايى را داده است كه از اطلاعات استفاده كنند و با انسان‌هاى سر تا سر كره زمين ارتباط برقرار كنند. اينترنت، نه تنها فاصله مكانى و زمانى را كاهش داد، حتى محدوديت زبان را، با توجه به اينكه زبان انگليسى به يك زبان بين المللى تبديل، شده از بين برده است.
شبكه اينترنت، ستون فقرات ارتباطات كامپيوترى جهانى در دهه ١٩٩٠ است، چرا كه به تدريج، بيشتر شبكه‌ها را به يكديگر متصل ساخت، صاحب نظران اعتقاد دارند كه اين شبكه مى‌تواند در اوايل قرن بيست و يك، صدها ميليون كاربر را به خود جذب كند. متخصصان معتقدند كه از لحاظ فنى، اينترنت خواهد توانست، روزى٦٠٠ ميليون شبكه كامپيوترى را به يكديگر متصل سازد؛ در حالى كه در نخستين مراحل توسعه در سال ١٩٧٣، تنها ٢٥ كامپيوتر به اين شبكه متصل بود، در دهه ١٩٧٠ حدود ٢٥٦ كامپيوتر و در اوايل ١٩٨٠ با ارتقاى قابل توجه اين شبكه ٢٥ شبكه با چند صد كامپيوتر ابتدايى و چند هزار كاربر به آن متصل بودند. (كاستلز، ١٣٨٠، ٤٠٢) البته، اينترنت تنها يك بانك اطلاعاتى نيست، بلكه گسترده‌ترين و با اهميت‌ترين شبكه كامپيوترى جهان است و شايد نمونه‌اى اوليه از بزرگراه‌هاى اطلاعاتى ربع اول قرن بيست و يكم باشد. اينترنت در حكم مخزنى از اطلاعات خوب و بد، زشت و زيبا، اخلاقى و غير اخلاقى تلقى مى‌شود. (محسنى،١٣٨٠، ٧٢).
با اتصال به شبكه اينترنت مى‌توان با افرادى كه فرسنگ‌ها دورتر از ما هستند، ارتباط برقرار كرد؛ از هرنقطه در دنيا اطلاعات سياسى، اقتصادى، و هنرى مورد نياز را بدست آورد؛ از فعاليت‌هاى علمى آگاه شد؛ وارد كتابخانه‌ها شد و كتاب مورد نظر را مطالعه كرد و ده‌ها و صدها كار ديگر مى‌توان انجام داد كه در گذشته امكانپذير نبوده است؛ هر چند كه اينترنت آميزه‌اى از رسانه هايى از قبيل تلويزيون و تلفن است؛ اما شايد خصلت تعاملى بودنش اين وسيله ارتباطى را از بقيه رسانه‌ها جدا مى‌سازد. شايد در گذشته‌هاى دور، انسان نمى‌توانست باور كند كه آدم‌هاى شرق و غرب جهان در قرن بيستم بتوانند در آن واحد، با يك ديگر گفت گو گو كنند و پيام‌هاى خود را با سرعت سرسام آورى براى يك ديگر بفرستند؛ پيامى كه در آن دوره، زمان زيادى مى‌برد تا از يك نقطه به نقطه‌اى ديگر منتقل شود.

٣. چند رسانه‌اى‌ها
پيوند تكنولوژى‌هاى جديد شامل كامپيوترها، ارتباطات راه دور و وسايل ارتباط جمعى، تحولات عظيم و شگرفى را ايجاد كرده‌اند؛ به گونه‌اى كه در حال حاضر، با ادغام اين سه تكنولوژى، تكنولوژى اطلاعاتى موسوم به »چند رسانه‌اى« را به وجود آورده است. به دنبال ظهور »رسانه‌هاى نوين« كه غير متمركز و متنوع هستند، تشكيل سيستم چند رسانه‌اى در دهه ١٩٩٠ امكانپذير شد.
در نيمه دوم دهه ١٩٩٠، سيستم ارتباط الكترونيكى جديدى شكل گرفت كه از تركيب رسانه‌هاى همگانى جهانى و سفارشى و ارتباط كامپيوترى تشكيل شده بود و ويژگى آن، تركيب رسانه‌هاى مختلف و توانايى بالقوه آن براى ارتباط متقابل بود و نام »سيستم چند رسانه‌اى« برآن نهاده شد. اين سيستم توانست، قلمرو ارتباط الكترونيكى را به همه زندگى، از خانه تا كار، از مدرسه تا بيمارستان و از تفريحات تا مسافرت گسترش دهد. تا اواسط دهه ١٩٩٠ دولت‌ها و شركت‌ها براى به دست آوردن جايگاهى در اين سيستم كه ابزار قدرت و منبع سود. سرشار بود، از يكديگر سبقت مى‌گرفتند و دولت‌ها مانند دولت ايالات متحده، ژاپن، فرانسه و چند كشور ديگر براى شكل‌گيرى آن، تلاش‌هاى انجام دادند؛ اما در كل مى‌توان گفت، اين تجارت بود كه سيستم جديد چند رسانه‌اى را شكل مى‌داد؛ نه دولت‌ها، در واقع مقياس سرمايه گذارى در زمينه‌هاى زير بنايى، به ميزانى بود كه هيچ دولتى نمى‌توانست، به تنهايى عمل كند و از طرفى ديگر، چون در مراحل اوليه شكل‌گيرى اين سيستم، شكل واقعى تكنولوژى سيستم مشخص نيست، هر كسى كه در مراحل اوليه، كنترل آن را در دست داشته باشد، مى‌تواند تاثيرتعيين كننده‌اى بر روى تكامل آتى سيستم بگذارد، به همين علت رقابت شديدى بر سر آن وجود داشت. (كاستلز، ١٣٨٠، ٤٢٤ - ٤٢٢).
سيستم چند رسانه‌اى از الگوى اجتماعى - فرهنگى خاص حمايت مى‌كند كه داراى ويژگى‌هاى زيراست:
- نخستين ويژگى آن تمايز اجتماعى و فرهنگى گسترده است كه به تقسيم بندى كاربران، تماشاگران، خوانندگان و شنوندگان مى‌انجامد و افزون بر اينكه پيام‌ها با توجه به استراتژى‌هاى فرستندگان آنها براساس بازار تقسيم مى‌شوند، براساس علايق استفاده كنندگان، از رسانه‌ها كه از توانايى تعاملى خود بهره مى‌گيرند، نيز تقسيم مى‌شوند.
- خصوصيت دوم، طبقه بندى اجتماعى فزاينده كاربران است؛ نه تنها انتخاب رسانه چندگانه براى كسانى كه از زمان و پول لازم براى دسترسى به آن برخوردارند و كشورهايى كه داراى پتانسيل بازار مناسب هستند، محدود خواهد شد، بلكه تفاوت‌هاى فرهنگى - آموزشى نيز براى استفاده از ارتباط متقابل به نفع هر يك از كاربران تأثير قطعى خواهد داشت.
بنابراين در جهان چند رسانه‌اى، دو گروه ايجاد مى‌شود: كاربران فعال و كاربران منفعل؛ يعنى كسانى كه قادر به انتخاب مدارهاى ارتباطى چند سويه هستند و كسانى كه تنها به تعداد محدودى برنامه از پيش آماده شده دسترسى دارند. اينكه هر كاربر، در چه طبقه‌اى قرار گيرد، طبقه اجتماعى، نژاد، جنس و كشور او تعيين كننده است.
- سومين مورد اينكه انتقال پيام‌هاى مختلف در يك سيستم ،حتى اگر سيستم دو سويه و گزينشى باشد، موجب مى‌شود كه همه پيام‌ها در الگوى معرفتى مشترك، به صورت يكپارچه در آيند، ابهام محتوا در پيام‌ها وجود داشته باشد؛ حتى اگر هر پيام از يك منبع باشد، مانند اينكه برنامه‌هاى آموزشى تعاملى مثل بازى‌هاى ويدئويى به نظر مى‌رسد.
- در نهايت چهارمين مورد كه شايد مهم‌ترين ويژگى سيستم‌هاى چند رسانه‌اى باشد، اين است كه بيشتر جلوه‌هاى فرهنگى را با همه تنوع شان، در قلمرو خود جاى مى‌دهند و همه جلوه‌هاى فرهنگى از بدترين تا بهترين و از نخبه گراترين تا مردمى‌ترين در اين جهان ديجيتالى، گرد هم مى‌آيند. (همان، ٤٣١ - ٤٢٩)
اصطلاح چند رسانه، بيان كننده فرآورده يا خدمتى است كه در پرتو ترجمه، به زبان انفورماتيك، داده‌هايى را كه معمولا به شكل جداگانه مورد بهره بردارى قرار مى‌گرفتند (مانند متن، صدا، ويدئو، عكس، تصوير و طرح)، با يك ديگر پيوند مى‌دهد. (محسنى، ١٣٨٠، ١٢٢).
چند رسانه‌اى‌ها، رسانه‌هايى تعاملى هستند، يعنى مخاطبان فعال هستند و در قبال دريافت پيام مى‌توانند، پاسخ‌گو باشند. در نتيجه چند رسانه‌ها يا رسانه‌هاى ادغام شده، بيان گر شيوه‌اى هستند كه از سوى آن تعاملى صورت خواهد پذيرفت.
چند رسانه‌ها برخى عناصر زير، و نه لزوما همه آنان را در بر مى‌گيرد:
تصاوير ويدئويى كاملا متحرك، اشكال ثابت، نقاشى‌هاى متحرك، گرافيك‌هاى كامپيوترى، متن و صدا .افزون بر آن، اين موارد از يك پايگاه فناورى كه عموما و نه هميشه يك كامپيوتر است، توزيع مى‌شود. چند رسانه‌ها موجب احياى متن يك بعدى، با اشكال و اصوات توليد شده از سوى كامپيوتر خواهند شد. (سعيدى، ١٣٨٣، ٢٢١).
دموكراتيك شدن چند رسانه‌اى‌ها عملا نتيجه مستقيم دو تحول همزمان است. نخستين تحول، سهولت كاربرد انفورماتيك است كه با قدرت فزاينده دستگاه‌ها همراه بوده است. اين تحول توجيه كننده كاربردچند رسانه‌اى‌ها در سازمان هايى غير از حوزه‌هاى آموزش،اطلاعات يا بازرگانى است. تحول دوم صنعتى شدن خود تكنولوژى چند رسانه‌اى است و گواه آن، ورود گسترده ديسك خوان‌هاى ديسك‌هاى فشرده، كنترل كننده‌هاى گرافيك، كارت‌هاى صدا، و... است كه با شرايط كامپيوترهاى شخصى روميزى و نيز دستى هماهنگ شده است. به ميزان بيش از پيش يا تقريبا عمومى كامپيوترهاى شخصى از امكانات پايه‌اى چند رسانه‌اى برخوردار گشته و پايه گذاران اين تكنولوژى، تقريباً همگى پردازش گرهايى را عرضه كرده‌اند كه همه عناصر را مستقيما به هم مربوط مى‌كند. اين تكنولوژى، پيشرفت قابل توجهى را در عرضه برنامه‌هاى حاوى صدا و ويدئو به وجود آورده است. (محسنى، ١٣٨٠، ١٢٣).

٤. بزرگراه‌هاى اطلاعاتى
مفهوم بزرگراه‌هاى اطلاعاتى، بيان كننده مجموعه شبكه‌هايى است كه در حال فعاليت هستند و جريان صدا، متن و تصوير را به گونه‌هايى واقعى يا مجازى امكان‌پذير مى‌سازند. اين پيام‌ها همگى از يك كانال واحدى مى‌گذرند و به نشانه‌هايى كه ماهيت واحدى دارند، تبديل مى‌شوند. (همان، ٢٣).
از جمله ويژگى‌هاى بزرگراه‌هايى اطلاعاتى عبارت است از:
- براى ايجاد اين بزرگراه‌ها، شركت‌هاى مختلف اطلاعاتى و ارتباطى از جمله مطبوعات، شركت‌هاى تبليغاتى، سازمان‌هاى راديو و تلويزيون و شركت‌هاى چند مليتى و كامپيوتر ى و فرامليتى را ايجاد مى‌كنند. (آقاجانى به نقل از مولانا، ١٣٧٢)
- قوانين و مقررات ملى و رفت و آمد در اين بزرگراه‌هاى اطلاعاتى در اختيار شركت‌هاى بزرگ خصوصى است. در سطح جهانى نيز، اين مقررات هنوز مبهم بوده؛ ولى تحت نفوذ و سيطره كشورهاى پيشرفته غرب است. (همان)
- ساختمان و گستره اين بزرگراه‌ها به گونه‌اى است كه هم امكان استفاده وسيع، متعامل و دامنه دار افراد از اطلاعات و ارتباطات را افزايش مى‌دهد و هم امكان كنترل كامل افراد و سوء استفاده از اطلاعات شخصى را بالا خواهد برد. اين بزرگراه‌ها هم مى‌توانند، عامل تبادل اطلاعات و توسعه فرهنگى و بالا بردن سطح زندگى افراد و ملت‌ها باشند و هم مى‌توانند، وسيله سلطه گر ،هجوم فرهنگى، اقتصادى و سياسى گردد. (همان، ١٣٨١).
البته، بزرگراه‌هاى اطلاعاتى، تاثيرات بسيارى بر زواياى زندگى انسان دارد، از آن جمله:
- مشاغل: اين بزرگراه‌ها با استفاده از وسايل ارتباطى، اين امكان را فراهم آورده‌اند تا رفت و آمد به مراكز كار كاهش يابدو با ايجاد خدمات اطلاعاتى ،مشاغل جديد افزايش يابد.
- دانش: باگسترش و توسعه بزرگراه‌هاى اطلاعاتى، امكان دسترسى به دانش، علم، هنر و دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشى افزايش يابد.
- فرهنگ: از جمله تاثيرات بزرگراه‌ها، توسعه صنايع فرهنگى در كشورهاى غربى بوده و به طور كلى مى‌توان گفت، اين بزرگراه‌ها كانال‌هاى جديد، متعدد و متنوع فرهنگى ايجاد كرده‌اند!.
- اقتصاد: اين بزرگراه‌ها منجر به ايجاد يك اقتصاد پوياى اطلاعاتى شده و اطلاعات ارزشمند را در اختيار نهادهاى مالى و اقتصادى، در سطح جهان قرارداده است.
- قوانين: بزرگراه‌ها اطلاعاتى قوانين و حقوق بين المللى را دچار تغيير و تحول اساسى كرده‌اند.
- زندگى شخصى: اين بزرگراه‌ها در سطح ملى و جهانى در كنار نقض حاكميت ملى، موجب تضعيف حقوق افراد نيز شده‌اند. (همان) .

٥. شبكه‌هاى تعاملى
در هر دوره‌اى از زندگى بشر، رسانه‌اى به عنوان ابزار غالب مطرح بوده است و تأثير رسانه‌هاى غالب در هر عصر را مى‌توان به وضوح مشاهده كرد؛ هر چند كه در دوره‌هاى قبل، وسايل ارتباطى يك سويه بودند و مخاطبان منفعل، اما در اين دوره ما با ظهور رسانه‌هاى دوسويه و تعاملى رو به رو هستيم كه در حال گسترش است. در عصر حاضر، ما شاهد دگرگونى و تغيير در تكنولوژى هستيم و در اين حين، شاهد شكل گيرى شبكه‌هاى تعاملى نيز هستيم.
از طريق كاربرد ارتباطات كامپيوترى و ايجاد روابط اجتماعى غير رسمى ناظران متوجه ايجاد پديده‌اى شدند كه جامعه مجازى نام گرفت. بر طبق نظر راين گلد، جامعه مجازى به معنى شبكه الكترونيكى ارتباطات متقابل است كه محدوده‌اش را خود تعريف مى‌كند و پيرامون علاقه يا هدف مشتركى تشكيل مى‌شود. اين جوامع، همانند سيستم‌هاى كنفرانس يا بولتن بورد نسبتا رسمى هستند يا به صورت خود جوش، توسط شبكه‌هاى اجتماعى كه براى ارسال و دريافت پيام در يك الگوى زمان انتخاب شده با شبكه ارتباط برقرار كند. در اواسط دهه ١٩٩٠، ده‌ها هزار از اين نوع جوامع در سراسر جهان ايجاد شد و در حال گسترش بود.
بيشتر افراد به صورت پراكنده، در اين نوع ارتباطات حضور مى‌يابند و به علت تغيير سليقه يا برآورده نشدن انتظارات از شبكه‌اى خارج و وارد شبكه‌اى ديگر مى‌شوند. ويژگى برجسته اين شبكه اين است كه از نظر افرادى كه در آن مشاركت دارند، بسيار زودگذر هستند. (كاستلز، ١٣٨٠، ٤٢٠).
به عبارت ديگر، ابرمتن يا فرا - زبانى كه براى نخستين بار در تاريخ، شيوه‌هاى مكتوب، شفاهى و ديدارى - شنيدارى ارتباطات انسانى را در چار چوب يك سيستم، يكپارچه مى‌سازد. يكپارچگى متن، تصوير و صدا از چند نقطه و در زمانى متفاوت در شبكه‌اى جهانى و آزاد و قابل دسترسى كه با يكديگر تعامل دارند و در نتيجه ارتباطات را با تحولى عظيم رو به رو ساخته‌اند (همان، ٣٨٣)؛ از جمله ويژگى‌هاى اين سيستم نوين، ارتباطات الكترونيكى، دوسويگى و تعاملى بودنش است كه به مخاطبان اجازه مى‌دهد فعال بوده و حالت منفعل نداشته باشند.
»بزرگراه‌هاى اطلاعاتى«، براى رسانه‌هاى تعاملى گذرگاهى دو سويه است كه نه تنها براى دريافت و ارسال داده‌هاى نوشتارى، بلكه در زمينه عكس‌هاى كاملا متحرك، اشكال ثابت، نقاشى متحرك گرافيك‌هاى كامپيوترى و صدا نيز كاربرد دارد. در دوره تعامل، اين گونه اطلاعات از يك خانه به خانه‌اى ديگر، با سرعت نور از رشته‌هاى شيشه‌اى فيبرنورى، به نازكى مو، ارسال خواهد شد. تماشاگران تلويزيون از حالت انفعالى رها شده و ديگر تنها تماشاگران هرچه از راه شبكه‌هاى تلويزيونى و موسسات تلويزيونى كابلى به آنان ارائه مى‌شود، نخواهند بود و مى‌توانند، فعلانه در برنامه‌ها مشاركت كنند. بينندگان در سده بيست و يكم خواهند توانست، محتواى برنامه‌ها را فردى كنند، به گونه‌اى كه همه چيز از يك برنامه خاص سرگرم كننده تا يك خبر ويژه، بر صفحه كامپيوترها از راه دور پديدار شود. آنان خواهند توانست، پايان ماجراى يك فيلم داستانى را به خواسته خود برگزينند يا بيافرينند يا اطلاعات آرشيوى مربوط به يك خبر را دريافت كنند. (سعيدى، ١٣٨٣، ٢١٩).
رسانه‌هاى متعامل كه تركيبى است از پيشرفت‌هاى بزرگ و تازه در زمينه فيبر نورى، ديجيتالى شدن، چند رسانه‌ها، CDROM واقعيت نمايى با لوازم خانگى معمول مانند تلفن، تلويزيون و كامپيوتر، دستاورد و درهم آميختگى فناورى‌ها »كامپيوتر از راه دور« پيوندى خواهند بود كه به شبكه گسترده‌اى از ديگر كامپيوترهاى از راه دور و پايگاه داده‌ها وصل مى‌شود و امكان دسترسى به منابع گسترده‌اى از اطلاعات، سرگرمى و خدمات ارتباطى را كه برخى آنها اكنون دور از ذهن است، فراهم مى‌آورد. اين وضع تازه، ارائه مستقيم متون، مواد ديدارى و شنيدارى تازه و اشكال سه بعدى را امكان‌پذير مى‌كند. ( همان ٢١٩ - ٢١٨).
با توجه به تغييرات ايجاد شده در وسايل ارتباطى و نقش آنان در زندگى بشر امروز مى‌توان نتيجه گرفت، ما شاهد تحول در الگوهاى ارتباطى هستيم و نمى‌توانيم منكر اين تغيير و گسترش رويكردهاى دو سويه شويم؛ در نتيجه اين عصر را مى‌توان، عصر رسانه‌هاى غير توده‌اى ناميد كه رقيبى سرسخت براى رسانه‌هاى جمعى است.
تافلر اعتقاد دارد: »به رسانه‌هاى همگانى حمله شده است، رسانه‌هاى جديد غير توده‌اى در حال گسترش‌اند و با رسانه‌هاى جمعى به رقابت برخاسته‌اند و حتى جايگزين آنها شده‌اند؛ يعنى جايگزين رسانه‌هايى كه روزى بر تمامى جوامع موج دوم سلطه داشته‌اند. بنابراين موج سوم، عصر واقعا جديدى آورده است«. (تافلر، ١٣٧٢، ٢٢٨).
اين تكنولوژى‌هاى جديد تاثير عميقى بر روابط فردى و اجتماعى مى‌گذارد و تصور ما را از جهان پيرامون دگرگون مى‌سازد. از طرفى، پيام به جاى اينكه براى توده مردم فرستاده شود و تشابه و يكسانى را به وجود آورد، براى گروه‌هاى غير توده‌اى و كوچك فرستاده مى‌شود كه موجب غيرتوده‌اى شدن مى‌گردد. در مجموع مى‌توان گفت، اين تكنولوژى جديد براى بسيارى فعاليت‌هاى برنامه‌ريزى و مديريتى مقرون به صرفه است.
رسانه‌ها در اين عصر، تنوع را بيشتر مى‌كنند و به جاى دهكده جهانى واحد، برخلاف پيش بينى مارشال مك لوهان، نظريه پرداز كانادايى رسانه‌ها، احتمالاً شاهد چند گانگى دهكده‌هاى كاملا متفاوت جهانى خواهيم بود، تمام آنها به نظام جديد رسانه‌ها متصل خواهند بود؛ ولى همه آنها مى‌كوشند تا هويت فرهنگى، قومى، ملى و سياسى خود را حفظ كنند و ارتقا بخشند. (تافلر، ١٣٧٤، ٥٢٤ - ٥٢٣).
در عصر اطلاعات رسانه‌ها به يك ديگر آميخته شده‌اند. امروزه ميليون‌ها كامپيوتر، تلفن‌هاى ماهواره‌اى و فكس به هم متصل هستند و نمى‌توان آنها را از يك ديگر منفك ساخت و هر خبرى در آن واحد از تمامى اين وسايل ارتباطى منتقل مى‌شود و پيام‌هاى آنان از مرز كشورها مى‌گذرد و وارد جوامع مى‌شود.
رسانه‌هاى نوين ديگر به مفهوم سنتى كلمه، رسانه‌هاى همگانى نيستند كه پيام‌هاى محدودى را براى انبوهى از مخاطبان متجانس پخش كنند. به دليل تعدد پيام‌ها و منابع، مخاطبان قدرت انتخاب بيشترى پيدا كرده‌اند. مخاطبان دوست دارند، پيام‌هاى خود را انتخاب كنند و اين امر، دسته بندى آنان را عميق‌تر مى‌سازد و رابطه فردى ميان فرستنده و گيرنده را افزايش مى‌دهد. (صباح به نقل از كاستلز، ١٣٨٠، ٣٩٥).
در نتيجه مى‌توان گفت اين رسانه‌هاى نوين مخاطبان پراكنده و متنوعى را به وجود آورده‌اند كه ديگر نمى‌توان آنان را انبوه با توده مخاطبان ناميد، زيرا اين مخاطبان ديگر پيام واحد دريافت نمى‌كنند و با انبوه پيام‌ها مواجه هستند كه يك دستى و يكپارچگى را از آنان گرفته است.
از طرفى اين رسانه‌هاى الكترونيكى موجب گسترش نگرش انسان‌ها شد و موجب گرديد، افق ديد او نسبت به مسائل گسترده‌تر از قبل شود، به گونه‌اى كه در نحوه زندگى و تصميم گيريش تاثير گذار بود.
بشر امروز مانند انسان ديروز كه براى مشخص كردن جايش در جنگل، اصوات نامفهوم و شاخه‌هاى شكسته را به كار مى‌برد نيست، امروزه او، هم از گفتار استفاده مى‌كند و هم از زبان نوشتار، از طريق ماهواره ارتباط برقرار مى‌سازد، تقريباً هر نوع اطلاعاتى را به ياد مى‌سپارد و مدتى بعد مقادير عظيم از نو توليد مى‌كند، او آموخته است كه اطلاعات را در زمان و نيز مكان انتقال دهد. (آذرنگ، ١٣٧١، ٣٦).
بدين ترتيب مى‌توان گفت ،در طول تاريخ انسان هميشه تلاش كرده تا وسيله‌اى براى برقرارى ارتباط در اختيار داشته باشد؛ هر چند كه در دوره‌هاى اوليه اين وسايل قدرت زيادى براى حمل پيام و اطلاعات نداشته‌اند؛ ولى براى انسان آن روز مطلوب بوده است. اين تكنولوژى‌هاى ابتدايى به تدريج گسترش يافتند تا جايى كه در زمان حال، با تكنولوژى‌هاى اطلاعاتى رو به رو هستيم كه در حال متحول كردن نحوه زندگى و تفكر انسان معاصر است.